ابن الصوفي النسابة

107

المجدي في أنساب الطالبيين

--> وگرچه اين پاورقى طولانى مىشود ولى الشئ بالشئ يذكر پس بي فايده نيست حالا كه اين سطور بنام مرحوم مبرور محدّث قمّى رضوان اللّه عليه مزيّن شد دو مطلب ديگر را هم به مناسبت بعرض برسانم : يكى آنكه در آن سألها در لسان محاورهء غالب اهالى مشهد كلمهء « حاج شيخ » وبه لهجهء مشهدي « حج شيخ عبّاس » گاه با قرينهء كتاب ومنبر وگاه مطلقا ، به آن مرحوم منصرف مىشد . ولى « حاج شيخ » على الاطلاق به عارف وزاهد وعالم مشهور مرحوم مغفور جنّت مكان آقاى حاج شيخ حسنعلى مقدادى أصفهاني رحمة اللّه عليه منصرف بود ؛ زيرا هنوز در آن ايّام معظّم له به قريهء « نخودك » در حومهء شهر مشهد منتقل نشده بودند ونسبت « نخودكى » بعدها براي آن مرحوم رايج شد . وگاهى هم كلمهء « حاج شيخ » با قرينهء نماز ومسجد ، به روحاني مورد وثوق واعتماد غالب مقدّسين مشهد مرحوم آقاى حاج شيخ على أكبر نهاوندى ره امام جماعت شبستان بزرگ مسجد گوهر شاد ومؤلّف بعضي كتب اخلاق وتاريخ واز جمله « بنيان رفيع في أحوال خواجة ربيع » يا شايد « البنيان الرفيع في أحوال الربيع يا في احوالات الخواجة ربيع ؟ » منصرف مىشد . ديگر اينكه در سالهاى ( 1340 - 1330 شمسي ) بعضي از دانشگاهيان كه از كتب وتأليفات مرحوم محدّث قمّى رض بسيار استفاده ، ودر كتب ورسائل تأليفى خود از آن نقل وبدان استناد مىكردند ، در فهرست مراجع ومآخذ آن كتب در حالي كه از بعضي از معاصرين أعم از احياء وأموات ، كه قدر وحدّشان معلوم ومشخّص بود با أوصاف ونعوت مبالغه آميزى ياد مىكردند . ظاهرا بسبب آنكه مرحوم محدّث قمّى را بحق معرفت نمىشناختند ، از آن عالم جليل بي بديل به « عبّاس قمّى » يا « عبّاس بن محمّد رضاى قمّى » تعبير مىكردند . در سال 1334 يك روز مرحوم علّامهء بديع الزمان فروزانفر رحمة اللّه عليه كه گويا چنين ترك أدبى را در كتاب يكى از شاگردان قديمى خود ( كه در آن ايّام دانشيار )